جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2025

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

دارد . خط مشترك ميان معانى مختلف متعلق به زمان ( يعنى افعال ) همين حركت است . طبيعت باديه‌نشينى ، نخستين دشمن سكون و قرار است . همين طبيعت است كه براى ساكنان خود ، ايجاب مىكند كه زندگى خانه به دوشى را انتخاب كنند و پيوسته در حال انتقال از جايى به جايى ، به دنبال آب و گياه و مناطق بارانى باشند . در مقابل اين حركت دائمى يك جامعه بر روى زمين ، حركتى هم فرد در جامعهء خود دارد . پس فرد در جامعه هم سكون و قرار ندارد و اين بىقرارى ، قسمتى از عدم استقرار جامعه ، يا جزئى از كل است . در مقابل اين حركت بيرونى باديه‌نشينان ، يك حركت درونى نيز وجود دارد . صحرانشين ، طبيعتى تند و خشن و عصبى دارد و ممكن است بر اثر يك كلمه يا اشاره يا چشم به‌هم زدن ، قبيله و خانواده خود را ترك كند و در بيابانها همنشين گرگان و حيوانات وحشى شود . « طرفة بن عبد » به خاطر يك كلمه كه از برادر خود شنيد و « شنفرى » به خاطر يك سرزنش كه از قوم خود شنيد ، براى هميشه از قوم و قبيله و خانواده چشم پوشيدند . صحرانشين گاهى نيزه خود را بر مىدارد و به خاطر سخنى كه ناخواسته بر زبان يكى از خويشاوندانش جارى شده ، به او حمله مىكند . چنان كه « جسّاس بنىمرّة » با داماد خود « كليب وائل » بزرگ قبيله بنى تغلب ، چنين كرد . گاهى هم شمشير خود را برمىدارد و گردن شاهى را مىزند ، زيرا تصور كرده است كه شاه ، در ضمن كلمه‌اى به او اهانت كرده است ، چنان كه عمروبن كلثوم ، شاعر تغلبى با پادشاه حيره ، « عمروبن هند » چنين كرد . اين حركت كه در زندگى صحرانشينان و در منطق درونى آنهاست - و نتيجهء جغرافيا و اقتصاد مشخص آنان است - مىبايد حتماً در